خرید بک لینک
دیشب در خواب دیدم خونه سابق پدر زنم هستم و حوالی 5 عصره، هوا روشنه و آرنولد که همون ترمیناتوره با عضلاتی 2 برابر رونی کلمن در شب قهرمانیش(یعنی خیلی خیلی زیاد و البته بسیار قشنگ و دلفریب) و به صورت عریان به دنبالمونه تا مارو بکشه. ما هم مثل سارا کانر و کایل فرار میکردیم. عده ای از جوون های محل(دختر و پسر) نمیدونم از کجا میدونستن که آرنولد یه سایبورگه و چند نفری ریختن سرش و کابل برق فشار قوی رو بهش وصل کردن. قوس الکتریکی برق از آرنولد تا نیم متر میزد بیرون. بعد گفتن شاید مرده باشه. برقو که برداشتن. سایبرگ دوباره ریست شد و افتاد دنبالمون. دویدیم طرف دیگر شهرک. پلیس و نیروهای ویژه پشت تیربار ها پناه گرفته بودن و خیالم راحت شد که با این اسلحه ها حتما میشه کشتتش. نیروهای ویژه تا دیدن آرنولد دوان دوان نزدیک شد، اونا هم ترسیدن و جمع کردن و رفتن(خاک تو سرا). آرنولد نزدیک شد و نزدیک شد تا یک قدمیمون رسید و داشت میکشتمون... گرگ و میش رو به سیاه شده بود هوا... تا این که دیدم از در ورودی شهرک، دونالد ترامپ با یه اسنایپ اومد تو. چشماش از خشم تو آتیشی شعله قرمز میسوخت. 2 تا به آرنولد شلیک کرد... مردن آرنولد رو ندیدم ولی تو همون زمان ما وارد یه دنیای دیگه ای شدیم که خیلی خوشایند بود. از خواب بیدار شدم. دقیق نمیدونم... شاید ما مردیمو رفتیم برزخ.این با دوبرابر عضله و کات شده دنبالم بود. بسیار خشمگیناما قبل این خواب یه خواب دیگه ای هم بود. خواب دیدم رفتم خونه سابق مادرم و دیدم که وسایل خونه 3 قلم بزرگش شامل یخچال و تلوزیون و یه چیز دیگه رو داده به طبقه چهارمی که فقیرن ولی باقی لوازم خونه مونده بود براش. گفت چرا این کارو کردی؟ جواب خاصی نداشت... تلوزیونی که سالها قبل داشت رو از انباری آورده بود

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 6 اسفند 1402 ساعت: 16:06

جدیدا با اپلیکیشن "کست باکس" آشنا شدم و به هر کی میگم چه قدر خوبه میگن عه... نمیدونستی؟ عاره بابا من نصب دارمش...2 تا کتاب شهریار اثر نیکولو ماکیاولی و غرب چگونه غرب شد اثر زیباکلام رو گوش دادم و خیلی خوب بود. کتاب بعدی هم که دارم گوش میدم رضا شاه اثر همین زیباکلام و در نظر دارم کتاب بعدی سفر روح اثر مایکل نیوتون و پاسخ به تاریخ اثر شاه مخلوع رو گوش بدم.در ترافیک روزی 2 ساعت وقت کتاب گوش کردن دارم و یکی دو هفته ای یه کتاب تموم میشه...ای خواننده اگر پیشنهادی برای کتابی داری که تو کست باکس هست ممنون میشم خصوصی پیشنهاد بدی. البته یه توضیحی هم دربارش بدی که چرا کتاب خوبیه...

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 6 اسفند 1402 ساعت: 16:06

دو سه روز از هفته گذشته رو به شدت(به شدت یعنی حدود 2 ساعت در روز!) تمرین کردم تا بتونم آهنگ Minuet in G رو شیرین در بیارم. نصفه اولشو درآوردم ولی نیمه دومشو با سرعت کند میتونم بزنم ولی دستم در حال راه افتادنه. استاد گفت انتظار نداشتم خیلی عالی بتونی در بیاریش.(که نتونستمم) ولی من هفته آینده درش میارم...گفت حالا که اینطوریه بیا این هفته آهنگ آملی رو یاد بگیر. به نظر آهنگ ساده ای میاد ولی یه پیچیدگی تو آرپژ هاش داره که باید خیلی تمرین بشه تا دست بدون فکر کردن بتونه آرپژ شکسته بزنه. با این که شلوغتره ولی آسون تر از آهنگ هفته گذشتس. نه سنکوپی، نه جابجایی های فضایی، نه آروم و تند شدن ریتمی، نه گامشماری عجیبی... آرپژاش پیشبینی پذیره و 4 تا آرپژ پشت سر هم هی تکرار میشه... ملودیشم چیز خاصی نداره ولی واقعا زیباست... فقط جایی که باید فورته پیانو زده بشه باید خیلی خوب رعایت بشه...بهش گفتم حالا فیلم آملی رو دیدی؟ گفت نه اولشو دیدم خوشم نیومد... منم تو دلم گفتم اتفاقا آدم اولشو میبینه میفهمه با یه فیلم متفاوت طرفه و تا آخر فیلم فقط آدم لذت میبره...

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 6 اسفند 1402 ساعت: 16:06

صفحه بندی